بسم الله الرحمن الرحيم

كل نفس ذائقه الموت

مات الناس حتي الانبياء

پيام قران به انسان اينست كه: اي كسيكه امروز در كمال قدرت و اوج سلامتي بدان كه براي ماندن نيامده اي.

تو بايد بروي.

و انما تنقلون من الدار الي الدار

مرگ مسئله اي پذيرفته شده اي براي همگان است. و از جمله مسائل خلاف طبع بشري…

منتهي آنچه مهم است و سر فصل بحث ما:

ارتباط انسان با مرگ است.

گاهي ارتباط انسان با مرگ عشق است و تعقيب معشوق

يعني نه تنها نسبت به مرگ كراهت و وحشت ندارد بلكه عاشقانه به تعقيب ليلاي مرگ مي پردازد.

صحنه به صحنه در مسير مرگ دام مي گسترد و در روحاني ترين حالات كه با خداي خود خلوت مي كند دست دعا به درگاه احديت بر مي دارد كه:

بارخدايا! مرا در اين مسير تعقيب و گريز توفيقي ده تا ليلاي مرگ را با عزت در آغوش گيرم تنگ تنگ.

گاهي هم ارتباط انسان با مرگ كراهت است و گريز كه حتي از شنيدن واژه مرگ رنگ از رخسارش مي پرد و وحشت زده مي شود.

در نگاه اول به مرگ چون انسان ليلاي مرگ را در آغوش كشيد به جشن و سرور مي نشيند و قهقهه مستانه مي زند:

فرحين بما اتيهم الله من فضله

ولي در نگاه دوم چون به دام مرگ گرفتار آيد به حسرت مي نشيند و واويلا مي زند كه يا حسره علي العباد02.gif

نگاه اول به مرگ نگاه

شهيد07.gif است.

لذا:

در فقدان شهيد نشستن به سوگ او نشستن نيست بلكه در سوگ خود و ماندگان نشستن است.

در فقدان شهيد نشستن در غم او نشستن نيست بلكه در حيرت نشستن است و حسرت خوردن كه:

او كه بود؟ چه شد؟ و چه كرد؟

عنصري نا شناخته با يك افق فكري بالا در مسير نور در تجارتي معنوي در پرواز آسماني كه با خداي خود وارد معامله شد و با سودي سرشار به وزن همه هستي پيروز و رستگار شد.

شهيد07.gif

ذخيره اي بود كه چون در جامعه خود ارزشهاي الهي را در خطر ديد با خداي خود وارد معامله شد تا خود را هزينه ارزشها كند.

تا ارزشها بمانند و انها كه به باد فراموشي سپرده شدند احياء گردند.

رفيقانم دعا كردند و رفتند/مرا زخمي رها كردند و رفتند/ رها كردند در زندان بمانم/دعا كردند سرگردان بمان/ من اخر طاقت ماندن ندارم/ خدايا تاب جان كندن ندارم

 

پس

شهيد07.gif ذخيره جامعه ايماني و هزينه ارزشهاي الهي است.

و هر كجا كه هزينه اي خرج شد بالتيع توقعي هست و سوالي

و فلسفه نشست ها و همايش ها و كنفرانسها و

… بررسي فلسفه شهادت و منطق شهيد است كه توقع او چه بود و چه هست؟

شهيد خود را هزينه مي كند لذا از ماندگان توقع دارد.

شهيد تا ديروز شاهد بود و گواه و امروز ناظر است و متوقع

و پيام او براي ماندگان و از جمله ما اينست كه اي ماندگان من از ماندن و زندگي و خويشتن و بستگان و

… همه چشم پوشيدم و همه را هزينه كردم تا شما بمانيد و ماندن گوارايتان باد.

منتهي دمخور و دمساز با ارزشهاي الهي باشيد.

در ايران ما در هر كوي و برزني در هز خانه و خاندان و طائفه اي، در هر اداره و نهاد و سازمان، پرچم شهيدي برافراشته است و اتمام حجتي كه بهوش باشيد كه رسالتي بس سنگين بر دوش شماست.

لذا امروز شهيد مي پرسد چه مي كنيد؟ و فردا سوال مي كند چه كرديد؟

براستي! چرا صداي شهدا كه هر صبح و شام از هر كوي و برزني مي پيچد كه ما را مورد خطاب قرار مي دهند و مي پرسند: ايها الناس! چه مي كنيد؟ را نمي شنويم و هر روز خيلي عادي تر از روز قبل به ادامه زندگي و امرار معاش خود مي پردازيم.

ما از امروز بايد اماده پاسخگويي فرداي خود باشيم.

شهيد هزينه كرده

و اونيز مانند ديگران كه هزينه مي كنند توقع دارد

و توقع او يك توقع كلان است.

توقع او توقع در قبال دين، ارزشهاي الهي و جامعه اسلامي است.

چه جوابي براي فرداي خويش آماده كرده ايم؟

آيا تا كنون به دنبال جوابي بوده ايم؟

/ 0 نظر / 4 بازدید